پروسه زندگی من!!

1. امشب هیچ مراسمی نمی رم... به جاش می شینم تو خونه و می نویسم... می خوام بنویسم چیا از خدا می خوام در قبالش چیکارا انجام میدمیول می خوام ببینم با خودم و خدام چند چندم... اول تمام اهداف و آرزوهامو مشخص می کنم بعد واسه روا شدنشون دستامو بالا می گیرممژه هم این که می شینم پای تی وی مراسم حرم آقا رو می بینم... کلی کار دارم امشبچشمک

2. امشب شکلات بانو قصد آشپزی داشت...مژه می خواستم کتلت بپزمزبان شما تو این وبلاگ با پروسه آشپز شدن شکلات بانو آشنا میشینشیطان البته این آشپز شدنم یکی از مراحله... با فارغ التحصیل شدن، با سرکار رفتن، با مستقل شدن ، ایشالله با قبولی پی اچ دی، با عاشق شدن، با عروس شدن و .... مژه به هر حال تمام اتفاقاتی که قراره بعد ربع قرن زندگی بیوفتهمژه تو این وبلاگ گنجونده میشه...

ساعت 4 بیدار شدم... خواستم برم مواد کتلت رو مخلوط کنم. قبلش گوشیمو یه چک کردم دیدم داداشم اس داده شب بیاین خونه ماسوال از مامان پرسیدم داداش زنگ زده خونه؟ گفتش آره امشب ما و خونه عمه ات اینا رو دعوت کردهلبخند پس آشپزی من هم به زمان دیگری موکول شدزبان

3. این از دیروز تا حالا نت قاط زده... 2 مین وصله... 2 ساعت قطعه... به پیشتیبانی نت زنگیدیم میگه مشکل داخلیه!! زبان شنبه می زنگم مخابراتزبان احتمال زیاد حضوری برم پیگیری... سری های قبلی هم این مشکل پیش می اومد و مخابرات می گفت ایراد از شرکت هاس!!!

4. هنوز سراغ پروژه ام هم نرفتم... خنثی تا لحظات آخر که اونم استرس می گیرم و نمی دونم چیکا می کنم!!

/ 4 نظر / 19 بازدید
ماندگار

[خنثی]

دامون

به نظرم بهترین کار در شب قدر همین خلوت کردن با خود هست

ساریتوس

هر کسی را سیرتی بنهاده ام هر کسی را اصطلاحی داده ام ------- قبول باشه؛ التماس دعا

ماندگار

هیچی بانو دیروز قسمت نظر دهی وبلاگ شما هم مشکل پیدا کرده بود.[عصبانی] نظر میذاشتم ، ثبت نمیشد.[خنثی] اونقدر کلافه شده بودم فقط یه آیکن گذاشتم ، فورا ثبت شد.[خنثی]