خدا جونم :*

این مدت که لپ تاپم نبود خیلی شرمنده خدا شدم...

در مورد مسئله ای که حکمتش واسم واضح نبود با خدا قهر کردمابله الان که فکرشم می کنم خجالت می کشم... ولی خوب خیلی دوست می داشتم اون موقع لپ تاپم می بود و می نوشتمش... احساس بد اون روزامو... احساس می کردم بین آسمون و زمین معلقم!!!! الان دوست ندارم بنویسمش... حتی فک کردن بهش هم عصبی می کنه منو!!!

ولی خوب قهرم با خدا زشت بودآخ مکالماتم با خداآخ 

خدایم همین جا از همین تریبون اعلام می کنم من  بسی شرمنده  و خجل و نادمم واسه اون روزابغل ماچخدای عزیز و مهربانم بر من ببخشای گستاخی ام... بغل

خدای مهربانم اگر مرتکب گناهی شدم به پای کفر و سرپیچی از فرمانت مگذار... من گناه کردم چون به ببخششت به رحمتت ایمان داشتم.. خدا جونم هرچقد من بد باشم هزاران برابرش خوبی... منو نه به خاطر خودم بلکه به خاطر خوبی خودت می بخشیماچماچ خدا جونم عاشقتم...

خدای مهربانم همراهم باش در تمام ناملایمات زندگی... دستانم را بگیر و آرامم ساز... خدایم مرا محتاج هیچکس جز خودت نگردانقلب

/ 2 نظر / 5 بازدید
دخمل

سلام.پایین واست پیام فرستادم نمیدونم میاد یا نه!. زدم رو اوکی نمیدونم یا نزدم!حوصله ندارم دوباره بنویسم فعلا. خخخخ. راستی بلاگفا چش شده؟!. آقای ح خودشم مث اینکه همزمان با بلاگفا به افق رفته. خخخخ. مارال... همه.. نیستن...واسه من که باز نمیشه.

راحیل

عزیزم همون موقع هم خدا داشت بت میخندید خودش میدونست خیلی زود پشیمون میشی