بازدید علمی!

1. این کمبود خواب من جبران شدنی نیسخنثی پنج شنبه، جمعه و شنبه رو کلی خوابیدمابله جمعه صبح مستر الف تو زنگید که استاد گفته یکشنبه میریم بازدید علمی.. من شنبه می رم دنبال هماهنگ کردن سرویس... عصرش مستر ت زنگید که فردا برو دنبال هماهنگی سرویس که گفتم مستر الف تو میره.... ولی آی لجم گرفت از کارشعصبانی کلاس 4 تا پسر داشته باشه بعد من برم دنبال اکی کردن سرویس!!!

یکشنبه صبح به سمت مهـ.ریز راه افتادیم... مهـ.ریز خیلی خیلی پتانسیل واسه توسعه داره.. کلا سفر علمی دوست داشتنی بود... به گفته استادمون هر تصویری که ما می دیدیم با 70 ساعت درس کلاسی برابری می کرد...یه تپه ماسه ای!

اینم عکس از بالای تپه!!

چیزی که خیلی تو مهـ.ریز بولد بود، اعتقادات مذهبی شون بود... به طوری که هر محله یه حسینیه بزرگ داشت. قبرستون ها هم تفکیک شده بود و هر محله یه قبرستون جدا داشت!!! ما امسال با مهـ.ریز قصه ها خواهیم داشت...

ناهار رو رفتیم یه باغ تالار... که غذاش اصلا خوب نبودزبانمن مرغ سوخاری سفارش داده بودیم که به هیچ وجه رضایت بخش نبودزبان وقتی خانومه پرسید چطور بود؟ گفتم خیلی افتضاح بود خیلی! بعد مستر ت میگه چرا اینقد غر می زنی بگو خوب بودابله (از دیدگاه من یه شخصیت واقعا غیر قابل تحمل داره این مستر ت) منم گفتم وقتی خوب نبود چرا بگم!!! آخرشم که می خواستیم حساب کنیم به خانومه گفتم بهتره که مرغ سوخاری رو از منوتون حذف کنید...شیطان بعد از ناهارم به ادامه بازدید پرداختیم تا شب..

دوست نسبی سر قضیه کارت ورود به همایش هنوزم سر سنگین برخورد می کنه و جواب سلامامو نمی دهزبان اون سفر علمیه رو هم نیومد که انصافا نبودش باعث شد بیشتر خوش بگذرهشیطان اینقد که با همه بحث و دعوا می کنه...

2. مستر ت متوجه برخوردهای سنگین دوست نسبی شده بود.. از من پرسید چرا با هم نمی حرفیدابله گفتم سر این قضیه است... اونم گفت به دوست نسبی حق می ده!!! من نباید به اونا هم گیر می دادم سر دیر اومدنشونخنثی کلا تفکرشون اینه یه سفره ای پهن شده هر کس بیشتر بخوره زرنگ تره... تفاوتمون در اینه که اونا از سازمان های دولتی کش رفتن رو زرنگی می دونن و من دزدی!!!

3. دیروز سر کلاس بحث گروه بندی شد... تو اردو قرار گذاشته بودیم من و دوست مزدوج و مستر الف تو یه گروه باشیم و دوست نسبی و مستر ت، مستر ف و مستر الف وان یه گروهعینک که یهو مستر الف تو گفت دوست نسبی هم تو گروه ماخنثی من بسی عصبی گشتم و گفتم من با این خانوم تو یه گروه نمی مونم.. پارسال سر یکی از درسا خیلی اذیت شدم... شرح در اینجا!!! مستر الف تو هم فک می کرد سر این چند روز سروسنگین شدنش نمی خوام باهاش همگروه شمگاوچران که گفتم این قصه سر دراز دارد... هرچی مستر الف بیشتر می گفت تا منو قانع کنه منم با قاطعیت و صراحت بیشتری می گفتم نه... اصرارهای مستر الف واسه اینه که گروه مقابل میشن 4 نفر و ما میشیم 3 نفر!! و واسه تقسیم کار اونا راحت ترن!!! که من گفتم حاضرم کار دو نفر رو انجام بدم ولی با این خانوم هم گروه نباشم...

مستر ت یه شخصیت منفی داره از نظر من... ولی این منفی بودنه ثابته... دوست نسبی خیلی آن نرمال تشریف دارن و هیچکدوم از برخورداش قابل پیش بینی نیستابلهگفتم حتی حاضرم با مستر ت هم گروه شم ولی با این خانوم نه!!

4. چهارشنبه میرم خونمونقلبقلب

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اقای ح

سلام همین مهریز اگه تو خارج بود کلی پول ازش در می اوردن[نیشخند] کلی فیلم توش می ساختن[نیشخند] این همه یزدی چرا یزدی یاد نگرفتی ؟[نیشخند] پست بعدی رو یزدی بنویس[نیشخند]

اقای ح

من خیلی خدا رو شکر می کنم که هم کلاسی شکلات بانو نیستم[خنده]چون توی کلاس درس اصلا مهربون نیست[نیشخند] نه میشه ازش جزوه گرفت نه تقلب[نیشخند]

دامون

اول اينكه گلگي نكنيد از زماني كه شعار برابري داره عينيت پيدا ميكنه ، ديگه كارا دختر پسري نداره دوم هم ، پتاسيل 20درصد كار هست 80 درصد پول و سرمايه گذاري هست كه فعلا" وجود نداره

اقای ح

سوغاتی چی اوردی برای ما؟[نیشخند]

اقای ح

دفعه پیشم همیین رو گفتی[خنده] این همه چیز خوشمزه داره یزد[نیشخند] خونه چه خبر؟ همه چیز خوب پیش میره؟

راحیل

داره خوش میگذره خونه دیگه التماس دعا

ماندگار

سفر علمی رو با اینکه کم رفتم ولی خیلی دوس دارم.[قلب] عکسای خوبی گرفتی. وقتی گفتی "حاضرم با مستر ت هم گروه باشم ولی با دوست نسبی نه" ، مستر ت هم این حرفو شنید؟

محمد

آدرس مستر ت رو بدید به اسید پاشه[چشمک]

محمد

از 118[چشمک]