یزد هم برف بارید!

1. شاید هیچی مثه باریدن برف نمی تونست روحیه مو تغییر بدهلبخند خداروشکر بهترم... البته همش تو فکر مامان بزرگم هستم که بزرگترین هستی زندگیشو از دست دادناراحت

یه گروپ واتس آپ خانوادگی داریم که خانواده مادریم اعم از دایی، خاله، پسر دایی و ... عضو هستن... آخرین مکالمات برمی گشت به روزی که بابابزرگ اینا داشتن از کربلا بر می گشتن و آخرین عکسا هم مربوط بود به دسته گلای استقبالناراحت کسی دل و دماغ نداشت بره تو گروپ... تا این که دیروز داداشم یه عکس برفی گذاشت و بحث برفی شداوه و یه کم حال و هوای گروپ عوض شد... دایی و خاله هم تو بحث شرکت کردن و من خیالم از بابت روحیه ی اونا راحت شداوه

2. این ترم در حقم نامردی شد واسه نمره ها!!! آخر ترم نشد کارا رو درست جمع و جور کنم... از نمره هام راضی نبودم... ولی دیگه مهم نیست.

3. واسه کار قرارداد یه ماه بسته بودم که تمام شد، خانومی که من جاشون رفته بودم هم برگشتن.

4. این ترم خوب شروع نشد... الانم انگیزه خاصی واسه ادامه اش ندارم!خنثی

/ 4 نظر / 21 بازدید
دامون

باز خوبه حوصله اومدن تو وب رو داريد

راحیل

عزیز دلم بد به دلت راه نده انشالله این ترم عالی عالی میگذره این نیز بگذرد

آقای ح

ما هم حس نظر دادن برا شکلات با نو رو نداریم : ( بازم تسلیت میگم..شکلات بانو

آقای ح

یزد برف اومد جنوب گرد و خاک : (