دانشگاه خر است!

دانشگاه یـ.زد خر است. حراست دانشگاه خر است. نگهبان دانشگاه خر است. جاسوس دانشگاه خر است. معاون دانشجویی خر است. حاج آقای نهاد خر است. آدم خشک مذهب خر است. آدم زبون نفهم خر است.

تُف به این شهر. تُف به این قوانین. تُف به این دانشگاه. تُف به هر چی آدم زبون نفهمه. تُف به این درس خوندن. تُف به این مدرک. تُف تُف تُف

حالم از این یونی و آدماش به هم می خوره! حالم از این همه تظاهر و ریا به هم می خوره! حالم از یـ.زد با همه ی آدماش به هم می خوره! حالم از مذهب این مردم به هم می خوره.

شماره 2 رو بخونید....> اینجا 

امروز از دانشگاه با من تماس گرفتن که بیا معاونت دانشجویی کارت داریم... منم مرخصی گرفتم رفتم دانشگاه! بعد از کلی معطلی گفتن که به خاطر حجاب و عفاف شما را فراخواندیمعصبانی گفتن یه سری تذکر دادیم گوش ندادین دوباره فراخوانده شدین. یعنی کارد می زدین خونم در نمی اومد... گفتم اون سری حاج آقا خودش مونده بود چرا منو دعوت کردن به مشاوره و دلیلشم نمی دونست ! هیچ تذکری ام نداد فقط گفت لباس رنگ روشن نپوش که نپوشیدم!! من حتی واسه مانتوهام که آستین سه ربع بودن ساق می پوشیدم... اگه ساقمو بیرون دانشگاه درمیارم به خودم مربوطه! این قوانین کوفتی و مزخرف واسه محیط دانشگاهس نه بیرون.... 

یه عمر با این تیپ همه جا رفتم! از انجمن علمی گزفته تا یونی و ... حتی بسیج! همیشه مورد احترام بودم.. هیچ وقت به خاطر تیپم تا این حد خرد نشده بودم که این دو سال تو این شهر لعنتی!!! 

هرچی حرف می زدم انگار نمی فهمیدن و فقط حرف خودشونو می زدن اوایلش مقاومت کردم ولی از یه جایی به بعدش شکستم.. و اشکم سرازیر شد... دلم به حال خودم سوخت! به حال شخصیت خرد شده ام! اصلا دوست نداشتم اینجور شه ولی دست خودم نبود واقعا کم آوردم جلو نفهمی آدم ها! امروز با معاون دانشجویی، معاون فرهنگی و امام جماعت خوابگاه صحبت کردم... همشون یه جورایی حق رو به من می دادن و امام جماعت خوابگاه پشت من ایستاد.. ولی اون حاج آقای بیشعور که قبلا با من صحبت کرده بود تو نامه نوشته بود هرچی تذکر دادم به حرفم گوش نداده و حرف خودشو زدهزبان به خاطر همین از من تعهد گرفتن... گفتم یکی از مسئولین حراست رو با من بفرستین خوابگاه هر کدوم از لباسا رو که گفت نپوش نمی پوشم! گفت اینجور نمی شه! مثه عرف بپوش... گفتم والا بین بچه های خوابگاه و دانشکده لباسای من از 90% بچه ها بهتره! من واقعا نمی دونم لباسام چه ایرادی داره... 

گند زدن به اعصابم... باید پایان نامه ام رو شروع کنم و زود هم سر و تهشو هم بیارم و از شر این دانشگاه لعنتی خلاص شمزبان 

شکلات بانو بسیار بسیار عصبی استعصبانی و هنوزم ناهار نخوردهزبان

/ 5 نظر / 46 بازدید
دلارام

سعی کن فراموش کنی عزیزم[بغل]

ساریتوس

الهی قربونت بشم حرص نخور ولی بهشون احترام بذار چون فعلا کارت لنگشونه

ساریتوس

بهت حق میدم ولی فعلا تنها تسکینی که ماها داریم همینه که برای هم تعریف کنیم تا یه کم سبک شیم... اونی که باید بفهمه نمیفهمه تا زمانی که برای یکی از عزیزانش پیش بیاد که شاید براش تلنگری بشه... البته شاید

دخمل

آخی...واقعاً که ....!. معمولا به کسانی گیر میدن که بی حاشیه ن ولی به کسانی که .....!

آقای ح

ما شکلات با نو رو حمایتش میکنییم..خیلی ساله ممکت ما دنبال ظواهر و ریا هستیم یعنی بیا لباس مناسب نظر اونا بپوش بعد از اون طرف برو کار خاک بر سری کن اشکال ندداره..اوون حاج اقا مثلا باید چیزهای دینی رو یاد بده..این طوری که بی دینی و دروغ داره یاد میده : (