چه بد!

به تمام استرس ها و مشکلات قبلی مشکل معده درد نیز اضافه شد!!!

با ریتم آهنگ پلنگ صورتی با من زمزمه کنید...

چه بد!

چه بد!

چه بد!

دوست نسبی منو دیده میگه چقد لاغر شدیتعجب

استرس از وجناتم هویداست....

دوستان عزیز در دخیل بستن هایتان در مناجاتتان مرا فراموش نکنید که بسی ملتمس دعایمقلب

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دامون

اگر بالاي دل درد بكنه زير سينه علامت رو دل و سرما خوردگيه و اگر وسط شكم و ناف باشه علامت عفونت اگر اپانديستون ايراد نداره زحمت بكشيد و مثل قديما يه آجر خشك رو روي گاز داغ كنيد و روزنامه و پارچه پيچش كنيد و روي اون بشينيد و يه پتو روي دوشتون بندازيد و دو ليوان چاي داغ بخوريد تا يه عرق مفصل بكنيد و حالتون خوب بشه بنده رو از دعاي خير فراموش نكنيد [نیشخند]

دخمل

استرس نداشته باش. مث منم زیادی ریلکس نباش!!. من ابتدائاً و اولایل و اواسط عمرم نمیدونستم استرس چیه. امایه مدت از چیزای الکی شروع شد و دچار استرس شدم که حتی حال جسمیمو بد میکرد!!!!.مثلا سرگیجه.... خیلی خطرناکه!. ولی به خودم غلبه کردم و دیگه استرس ندارم. اما الان جدیداً (مثلا ازاین ترم) دیگه زیادی بی خیال شدم!. یه نفر منو ازاین بیخیالی دربیاره تا کارامو تندتر پیش ببرم!. خسته شدم از حلزون بودن!.[نیشخند]. از فردا دیگه باید برنامه ریزی کنم!!!.

سعید

سلام بانوی شکلات اولآ که خدا شفا بده امروزه کسیو شما پیدا میکنید که استرس نداشته باشه منم درست مثل شما اان دارم ارشد میخونم واسه من از استرس گذشته دیگه دارم دیونه میشم بازم شما خوبه صرفآ دانشجو هستین و الان شغلتون اینه ولی ما چی بگیم که هم باید کار کرد هم درس خوند. امیدوارم هر چه زودتر خوب بشین

دخمل

به خودم چشم انداختم!.خخخخ. امروز گریه م گرفت!!!!. نمیدونم چرا اواخر یه مشاور به پروپوزالم اضافه کردم!امروز تصویب شد! پشیمون شدم!! میگن تاریخش اگه بخوای تغییر بدی عوض میشه!!!. منم در خلوت خودم گریه کردم از بس دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم. احساس میکنم این مشاور خرش که از پل گذشت و دید من اضافه ش کردم خودشو کشیده کنار!!!!! اگه اینجوری باشه و کمک خوبی نده، بدون رودرواسی درش میارم، سیریشم میشم که باید تاریخشو همون قدیمی بزنن!. . بعدشم چه اون خودشو بکشه کنار چه نکشه، احساس میکنم بود و نبودش زیاد فایده ای نداره!. منم به قول معروف زورم میاد اسمش باشه! . اصلا نمیدونم چرا یا باید برای یه تصمیم دیر عمل کنم، یا مثل اون روز لعنتی، زودی بگم شما مشاورم بشید. حالا بعدشم میتونستم دیگه پیدام نشه! اما انگارمرض داشتم اسمشو اضافه کردم!. اما خدا رو چه دیدی.ان شاا...که حکمت خوبی ازلحاظ علمی توش باشه. چون یادمه ترم اول توی صفحه پروفایلم، اشتباها اسم این استاد رو به عنوان راهنمام نوشته بودن!! ولی بعد از چندروز حذف شد!. همیشه احساس میکردم این بالاخره میاد تو کار من! چون یه استاد دیگه هم ازش یه چیزایی پرسیدم، اسم این استاد رو اورد... ن

دخمل

یا خدا...! دیشب یه بار دیگه از تعجب شاخ دراوردم!!!. بچه ها شمام اعتراف کنید [خنده][نیشخند]... اول قبلی رو تعریف میکنم!. یه بار یکی از دخترای همکلاسیم، که با پارتی بازی همیشه معدل اول میشه(!)، سرکلاس ار استاد پرسید استاد تودهء سرپا یعنی چی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!. (مال رشته ماست که شبیه الفباست!). دیشب هم یه دختره که خیلی چاپلوسی استادا به خصوص استاد راهنمای خودشو میکنه و ترم قبل هم باهمین چاپلوسیانمره خوب گرفت، و جدیدا خیلی دورو شده و طبق گفته خودش اینا دوروئی نیست،،بلکه یسری مصالحه،، گفت من تا امروز نمیدونستم نیتروژن همون ازته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!. خدایا یه شانسی به ما عطا کن که بااینهمه استعداد،،،یه ذره به این حقامون برسیم!!. همین دختره 2بار رفتم ازمایشگاه پیشش(من هنوز نوبت آزمایشگاهم نشده!)، یه جوری تابلو برخورد میکنه که میفهمم بدش میاد تو ازمایشگاه باهاش حرف بزنم!! (درحال ظرف شستنم بودا !!بگیم حواسش پرت بشه!!).اولین بارم درحال شستن نمونه هاش بود.دوس دارم اینجور آدما رو بذارم لای جرز دیوار !!!!!!!!!!!!!!!. فکرکردن چه خبره...!. یارب مباد آنکه بعضیا معتبر شون. این دختره قبلا یه کم بهتر بو

دخمل

تاریخ دفاع پایاننامه، حداقل 6ماه بعد از تصویب پروپوزال باید باشه. منم هرچند یک هفته فقط طول بکشه از اول راحل تصویب طی بشه (!!!)، و هرچند بعدا مشکلی پیش نیاد،، اما زورم میاد دوباره تاریخ تصویبم به تعویق بیفته و از بقیه عقب بیفتم. یهکاری میکنم،، یا زودی این استاده رو ضایع میکنم حذفش میکنم،،(!) یا میذارم ببینم چیکار میکنه برام!. آخه استاد راهنما و مشاور اولم دارن زحمت میکشن، اما این بیاد رو حاضری!، اسمشم بیاد تو پایان نامه و انواع مقاله و... فکرکرده زرنگه!. بعدش اگه دیدم کارخاصی نکرد، یه جوری که بهش برنخوره مطرح میکنم، اگه قبول کرد اسمش حذف بشه، میذارم ترم 4 حذفش میکنم!که دیگه اونموقع عوض شدن تاریخ هم زیاد برام حرص درار نباشه!.چون مجبورن بذارن دفاع کنم. منم دیگه زیادم مهم نیست تاریخ پروپوزال رو کی بنویسن. استاده شاید گناه داره اما بیخود !!![نیشخند][نیشخند]

دخمل

جلبک[خنده]. واقعا که برخی جلبکن. (خدایامنوببخش[نیشخند]) جالب اینجاس به خودشون غره ن!. تازه یه بار جلو استاد راهنما خودش، درباره یه کلمه از پایان نامهء من چیز شاخ درآر دیگه ای پرسید!. گفت استاد اصلا ریزگرد یعنی چی!!!؟؟. خواستم بگم اولا چطور نمیدونی؟؟!. دوما دارم پروپوزالمو میخونم باز نمیفهمی؟؟. سوما تو حتی اخبار گوش نمیکنی؟؟!.

دخمل

آقای مشاور الان لطف کردن یه ایمیل زدن در جواب اونهمه سوال من، فقط یک جمله بدیهی که خودمم میدونمش و گفتمش رو دوباره میگه!. خخخ. نمودونم چیکال کنم. ازطرفی زشته حذفش کنم...ولی... شاید سیریش شم یه کم برام مقاله بفرسته،،یه کم راههای مختلف بذاره جلو پام،، یه چیز مثبتی بگه یا کاری بکنه!.اما میدونم نمیکنه این کارارو. وگرنه خودش میدونه[نیشخند][عصبانی]

سعید

سلام شکلات بانو امیدوارم بهر شده باشین. زندگی همش دغدغه هست چه دانشگاه چه کار هیچ وقت تموم شدن نداره. ما که همیشه دعا گوی شما هستیم

آقای ح

سلام شکلات بانو[نیشخند] معدت چرا این قدر حساسه[نیشخند]