جدایی!

خیلی زودتر از اون که فکرشو می کردم کپل خسته شد از زهـ.راابله گفته بودم اونا به هم نمی سازن... البته دیگه مهم نیسوقت تمام اون موقع که باید از من نظر می خواست نخواست... الانم گاهی اوقات میاد یه کم پیش من غر می زنهلبخند یه کوچولو دلم خنک میشه ولی خوب دلم واس کپلم می سوزه... فک کنم اگه بخوام غذامم ازش جدا کنم ناراحت شهلبخند ولی چطور اون وایساد به من گفت اذیت میشم از نور لپ تاپت؟ من و کپل موقع ناهار با همیم و اون موقع می تونه غرغر کنه... اگه دیدم از غراش اذیت می شم منم غذامم ازش جدا می کنملبخند خواست بدون تفکر کار نکنه... اگه ناراحتم شه تبعات تصمیمیه که خودش گرفتهلبخند

خارج از تبعات تصمیمش و غراش من از برنامه غذاییشم یه کم اذیت میشم... هر دو وعده پختنی و غذای سنگین!خنثی معده ام اذیت میشه خوبچشم

/ 3 نظر / 25 بازدید
هاشم

توهم ماروسرکارگذاشتی بااین شکلاتهات

کاش میتونستی قیافه منو موقع خوندن پستت ببینی

آقای ح

تو چرا هیچکی نمی تونه باهات بسازززه؟[نیشخند]