روزای عادی!

1. قراردادم تمام شد. و الان یک هفته است که بیکارم! دروغ چرا عادت کرده بودم به صبح زود بیدار شدن.. به سرگرم بودن... و الان یه خلا رو احساس می کنم!!!

در راستای پر کردن این خلا یکی دوجا زنگ زدم... البته من شرایط خاص خودمو دارم و هر محیطی رو نمی تونم تحمل کنم و این یه کم کار سخت تر می کنه... یه ماه پیش یه جا رفتم واسه مصاحبه و گفتن واسه مصاحبه مرحله 2 خبرت می کنیم.... یول اونجا رو دوس داشتم... تصمیم گرفتم خودم پیگیری کنم.. دیروز رفتم اونجا... محیطش رو خیلی دوست می دارممژه که خانومی که مسئول بودن گفتن هنوز کاری مطابق با شرایط شما پیش نیومده.. گفتن با برنامه x کار کردین... گفتم مهارت من تو این زمینه مقدماتیه... گفتن اگه مهارت داشتین کار خیلی راحت تر می شد چون کارایی که پیشنهاد می دن تو این زمینه آماده به کارن... بعد هم گفتن اگه بتونید مهارتتون رو تو این زمینه تقویت کنید و به سطح قابل قبول برسونید کار راحت تر پیش می ره چون شما با بقیه کارجویان تفاوت هایی هم دارین بدون تعارف بگم مثلا از نظر ظاهری!!!! (من دقیقا این تفاوتی که این خانوم گفتن رو متوجه نشدم!!خنثی از نظر قیافه که بسیار معمولی ام... از نظر تیپ هم به نظرم معمولی ام که نسبت به یزدی ها یه کم متفاوته! ولی نه به شدتی که خانومه می گفت!!)

الان در شرایط حاضر منتظر تایم مصاحبه یکی دو شرکت هستم که رزومه دادملبخندامیدوارم هر چی خیر و صلاحه پیش بیاد.

2. دیروز با هم گروهیام تو کتابخونه قرار داشتیم واسه برنامه ریزی و تقسیم کار تحویل قبل عید... تو کارمون یه اشتباهی پیش اومده که اون اشتباه متوجه استاد هست... استاد هم جلسه قبل سر کلاس گفتن اگه اشتباهی هست فیدبک بزنید به مرحله قبل اگه رفع نشد فیدبک رو متوجه مراحل قبل تر کنید تا مشکل رفع شه...یول حالا مستر الف تو که واسه تحویل ترم قبل می گفت ماست مالیش کنید تا بره!!! این ترم می گه اگه بخوایم کارمون اصولی باشه باید فیدبک بزنیم به مرحله اول!!!!! یعنی تمام کار ترم قبل می ره رو هوا!! و تا یکشنبه باید هم کار قبلی رو جمع کنیم هم این که یکی دو مرحله هم پیشرفت داشته باشیمتعجب که من مخالفت کردم! گفتم فیدبک می زنیم به یکی دو مرحله قبل تر و اطلاعات که کم داریم رو اونجا اضافه می کنیم و بقیه رو باید یه جوری هنرمندانه پوشش بدیم!!! مستر الف تو هم گفتن من نمی تونم کاری که می دونم اشتباهس رو دنبال کنمتعجب گفتن وقتی دو مرحله جلوتر رفتیم استاد مجبورمون می کنه فیدبک بزنیمتعجب منم گفتم اگه استاد همچین کاری کرد من خودم برمی گردم و تنهایی اون مراحل رو انجام می دم (خنثی اولا این که استاد همچین کاری رو نمی کنه! چون روند کار کل کلاس مثه همه... پس باید کل کلاس فیدبک بزنن!!! و این که یکی دو هفته دیگه تحویل کار هست و جالب تر این که استاد می تونست وسط کار مارو متوجه اشتباه کنن که نکردن! و مهر تائید زدن رو کارمون!!!!! دوما اگه همچین فیدبکی رو بزنه من عمرا تنهایی انجام بدمزبان بخوام تنهایی انجام بدم یه ماه طول می کشه) البته مستر الف می گفتن من جدا می شم از گروه و کارو تنهایی انجام می دم!!! شمام کار خودتونو دنبال کنید عصبانیکه تو این مرحله شکلات بانو عصبی شد!!! گفتم ترم قبل که می گفتی کارو ماست مالی کنیم کار درست بود الان کار درست فیدبک به اولین مرحله است! گفت اون موقع شرایط فرق می کرد من می خواستم برم سر کار دانشجو نبودم!!! الان تصمیم دارم دانشجو باشمتعجب منم بش گفتم ما باید به کدوم سازت برقصیم!! بعدم گناه ما چیه گیر یه آدم چند شخصیته افتادیم!!! دوباره تاکید کرد من کاری رو که بدونم اشتباهه رو انجام نمی دم! اون وقتم تو اون شرایط فک می کردم اون کارم صحیح تره!!! گفتم یه پا پیامبری واسه خودتااا همه کارات صحیحه... گفت خوب شاید از نظر شما اشتباه باشه ولی از نظر خودم کارام صحیحه!!!! گفتم نه اعتماد به نفستم که کولاکه!! این همه کار اشتباه انجام می دی احساس می کنی همشون صحیحنعصبانی یادمه کلی حرفش زدم!!!! بعد پرسید خوب شما میگین چیکا کنیم!!! گفتم من نظرمو گفتم یه بار!! دوست نسبی هم گفت من با نظر شکلات بانو موافقم... اونم گفت باش هرچی شما بگینخنثیخنثی یکی نیست بگه آی کیو چرا از همون اول راضی نشدی که این همه فحش نخوری!! دوست نسبی عجله داشت رفت.. منو مستر الف تو هم رفتیم بوفه یونی یه چی بخوریم که حراست اومد گیر دادابرو میگه چه نسبتی با هم دارین!!! گفتیم هم کلاسیم... میگه خوب بلند شین برین!! گفتم هم گروهی هستیم در مورد کارمون صحبت می کنیم! گفت اینجا گیر می دن!!! گفتم برین گیر رو به استاد بدین که مارو هم گروهی کردخنثی بعدم گفت کی میرین!! مستر الف گفت وقتی حرفامون تموم شد!!! اونم راهشو گرفت و رفت..

/ 4 نظر / 18 بازدید
دامون

خانمه وقتي از ويژگيهاي شما ميگفته حتما" قد و بالاي شما رو نسبت به يزديها ميگفته شايد براي اخوي عزيزش تو آب نمك ميخايونده

راحیل

عزیزم دلم از دست این گروه بچه اتون اه اه جدا ادم دلش برای سر کارهرچند که اذیت شده باشه اونجا تنگ میشه پست بالا رو خوندم طفلی مامان بزرگت غصه نخور رسم زمونه اس دیگه چه میشه کرد

آقای ح

شیرینی دانشگاه به همین بحثاست دیگهههههههههه ولی این حراست خوب اصلا گیریم اینا هم گروهی نبودن خوب یکم راحتشون بزارید شاید بعدا همین باعث ازدواج دانشجویی شد دیگه[نیشخند] جوونا ازاد بزارن ازدواج زیاد میشه[نیشخند]