خونه ی دوست داشتنی!

امروز ارائه درسی داشتم... دنبال یه مسکن بومی می گشتم... یه انبوه سازی که بعد از تخریب بافت قبلی به وجود اومده باشهیول یه ساختمون خیلی توپ یافتم (عکساش) واقعا ذوقیدم که اینجا همچین ساختمونی هستمژه به عنوان نمونه موردی گنجوندمش تو ارائه و عزمم رو جزم کردم بعد کلاس برم این ساختمون رو ببینم... تو این جستجوها چشمم به یه خبر هم خورد... دفن 8 شهید.گمنام تو میدون.امیر.چخماق!!!خنثی تو خبر از مخالفت میراث با این اتفاق نوشته بود... منم حدسیدم که قضیه کنسل شده باشه..

رفتم یونی و ارائه رو دادم.. فک کنم استاد خوشش اومداوه استادای ما عادت ندارن از کارا تعریف و تمجید کنن... فقط ایراد می گیرناوه که از کار من ایراد نگرفت...

بعدشم گیر 3 پیچ دادم به همکلاسی ها که بریم ساختمون مذکور... دوست نسبی گفت من یه بار دیدمش و نمیامخنثی دوست مزدوج هم که نیست... مستر الف2 هم نبود.. می موند منو مسترین ت - ف- الف1یول 

رفتیم سمت میدون امیر چخماق... که دیدم قضیه دفن شهدا جدی هست.. وسط میدون هم حصار کشیدن و دارن قبر می کننخنثی یه حاج آقا رو دیدم که کلی برادر بسیجی دور و برش بودن... رفتم جلو به حاج آقا گفتم منع میراث فرهنگی نداره دفن شهدا اینجایول گفتش از مراجع پرسیدیم گفتن نه... بعد هم بحث حرمت شهدا شد که اینجا حرمت شکنی میشه و ... که اون حاج آقا عقیده شون این بود که همچین نمی شهابرو اولش حاج آقاهه فک می کرد من از کسی خط گرفتم!!! آخه همش می گفت به کسایی که تو سایتا نوشتن بگین بیان اینجا تا جوابشونو بدیمخنثی مثه این که قبلشم یه گروهی اونجا شلوغ کردن و خواستن مانع از انجام کار شنوقت تمام منم به حاج آقای گفتم نه به سایتا کار دارم و نه این افرادی که شلوغ کردن... می خوام جواب سوالای خودمو رو بگیرم... بعد حاج آقا گفتش قرار خیابون دو طرف میدون بسته شه!!! منم پرسیدم سرزندگی رو از میدون می گیرین و بعد از بن بست شدن خیابون دو فضای ناامن شهری رو به وجود میارینخنثی اونم جوابی نداشت و گفتش دیگه مسئولین یه فکری می کننخنثی

داشتم با حاج آقاهه می حرفیدم یه جوون بسیجی بسیار جوگیر از اون پشت داد کشید مگه شهدا چیکارتون کردنهیپنوتیزمتعجب من همین جور مونده بودم!!! پیش خودم می گفتم اینا چرا اینجوری ان!! ترسیدم دو قدم از حاج آقای فاصله بگیرم بندازنم تو گونی!!!نیشخند

تو دانشکده ما هم اطلاعیه زدن... که طبق قوانین تو آثار و ابنیه تاریخی نباید دفن صورت بگیره.... قضیه اش شده مثه سریال معــ.راجی هاخنده

بعدش با همکلاسی ها رفتیم سمت ساختمون مذکور... خیلی خوب بودمژه کلی ذوقیــــــــدم.. بعد هم رفتیم محله های اون قسمت رو گشتیم... یه کاروانسرای قدیمی کشفیدیم که مخروبه بودیول بعد از این که از پله های وحشتناکش بالا رفتیم یه ساختمون بسیار توپ هم پشتش یافتیمعینک اونجا همش حسرت می خوردم که چرا همچین ساختمون هایی باید مخروبه باقی بمونهناراحت

بافت قدیمی چه کوچه پس کوچه هایی داشت... خیلی ترسناک بود... با این که سه تا پسر همراهم بود ولی از نظرم فضاها ترسناک بودابله واقعا آدم احساس امنیت نمی کنه تو اون کوچه ها...

شب دلم خیلی مراسم می خواستاوه تصمیم داشتم مراسم یونی رو برم!!! ولی مثه این که قسمت نبود.. و یونی مراسم نداشت.. یا این که واسه خوابگاه ما سرویس نفرستادن... این شد که الان نت پلاسم!!!

/ 5 نظر / 14 بازدید
دامون

متاسفانه بازي با احساسات مردم براي پيشبرد اهداف ( خصوصا" سياسي ) خيلي زياد شده ، عاقبتش هم بدبيني به دين هست چه معنايي داره كه يك اثر باستاني رو براي مدفن شهدا تخريب كنند؟

ساریتوس

دقیقا مثل معراجی ها بودینااا!!! من عاشق بافت تاریخی ام... بافت باارزشی که متاسفانه خیلی ها با بافت فرسوده یکیش میکنن...

اقای ح

. دو تا از بدترین سازمان های ما محیط زیست و میراث فرهنگی هستن : ) هیچ کاری ازشون بر نمی یاد : )

اقای ح

خوبه که تورو تو گونی نکردن [نیشخند] بعدشم با این ادما بحث نکن چوون فقط از بحث نظرشون اینه حرف خودشون رو از زبون تو هم بشنون در غیر این صورت حرفت رو نمی شنون[نیشخند]

اقای ح

خوب ما اوایل مشکلی که داشتیم این بود که یه عده نمی خواستن اثار تاریخی قبل از اسلام اصلا وجود داشته باشه یعنی اگه خراب می شد مشکلی پیش نمی یومد ولی الان این گریبان اثار اسلامی رو هم داره می گیره..