روح پرفتوح من!!!

احساس کردم مطالب اخیر تو فاز غمبناک بودن واسه همین تصمیم داشتم تو پست حاضر در مورد خاطرات خنده بر لب بیار (ادبیاتم تو حلقوم مبارکمزبان) دوران دانشجویی بنویسم که اجل مهلت نداداوه

کلا از دارو خوردن بدم میادزبان آمپول که عمرا نمی زنم از قرص و شربتم متنفرمزبان داروهایی که دکتر داده بود رو چند روز خوردم تا این که احساس کردم بهتر شدمبازنده از خدا خواسته دیگه بی خی دارو خوردن شدم... تا این که متوجه شدم دوباره سرما خوردگیم اوت کرده... دارو خوردن رو از سر گرفتم... منتهی بعد از یک روز اثر خاصی رو حس نکردم و خودم واسه خودم دارو تجویز کردمابله 3 قرص علاوه بر اونایی که دکتر داده بود رو خوردمابله  خوشحالم بودم که با توجه به عوارض خواب آور بودن قرص ها بزودی هم می خوابم!!! و فردا صبح (شما بخوانید لنگ ظهر) خوشحال و شادان و سالم و سلامت از خواب بیدار می شوممژه و بلانسبت عرعر کنان و جفتک زنان!! اعلام می دارم هنر نسخه نویسی و تجویز دارویم رااز خود راضی و کلی خر کیفینگ می شویم از این که خودمان باعث شفای عاجل خودمان شده ایم!!! ولی زهی خیال باطلزبان ما حساب معده جوگیرمان را نکرده بودیممنتظر معده جوگیرمان از این که این همه قرص را حواله اش کرده ایم ناراضی است!!! و شروع به اغتشاش نموده است.... حس می کنم فوتبال آلمان برزیل در معده امان در حال برگزاریست!!! آنقدر دردش شدید است که عوارض خواب آلودگی قرص ها را نیز از بین بردهاوه گلاب به رویتان شدیدا هم حالت تهوع می دارم... سبز اینقد حالم خرابه که امیدی به زندگانی و دیدن طلوع خورشید فردا را ندارم...

از این خود دکتر پنداری خودم بدم میادزبان شاید ایراد از معده ی بی جنبه ی منه، شایدم فرمولاسیون دارو ها به هم نساختهزبانبه هر حال هر چی که هست منو رو به قبله کرده!! جوون مرگ شدم رفتگریه

کلی آرزو داشتم...نگران می خواستم شاغل شم و با اولین حقوقم واسه مامانم هدیه بگیرم... می خواستم واسه بابا افتخار آفرین شم که با غرور بگه اون دختره منهچشم ولی اجل مهلت نداد!!!!

خداوندگار بیامرزد مراخجالت واسه روح پرفتوحم صلوات 

/ 19 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدا

نه بابا زود خوب میشی، امید داشته باش دخترم :) راستی خیلی منتظر خاطراتت دانشجوییت هستم ها، دوستشون دارم :)

الهه

[قهقهه] روحتون شاد!

ساریتوس

مظلوم نمایی نکن شوکول پاشو با این اداها ما یادمون نمیره رفتی سفر هیچی سوغات نیاوردیا!!![عصبانی] ===== مؤثر نبود بگو برم با روی دیگرم بازگردم!!!

ساریتوس

با صدای از چاه در اومده هم سروری بانو!!![نیشخند][چشمک][قلب]

ویوارا

ای شما ک خوبی سرماخوردگیتون ک خوب شد سرحال میشین شانس آوردین آلرژی ندارین وگرنه صداتون باب کنسرت دادن میشد.

زهرا

سلام عزيزم ايشالله كه زود خوب ميشي... با صدمين حقوقت بازهم واسه مامي كادو ميگيري

مستر (ح)

سلام شکلات بانو پس تا صدات باب خوندنه از خونه قهر کن برو خواننده شووو[نیشخند]الان می تونی تحریر های بهتری بدی[نیشخند]

راحیل

س الان دانشجو مملکت باد خود دکتر پنداری کنه؟ و خد درمانی کنه؟ دفعه ی آخرت باشه

دامون

چرا تو اين خاطرات خبري از قاضي و گربه ها نيست؟[نیشخند]

دخترکه روستایی

اسم قرص ها رو نمیگی؟[نیشخند] شاید دلمون هوس کرد ی حالی به معده گرام بدیم اصن.. هااان الان حالت خوشههه؟؟ اگه اتفاقی اوفتاد من قول میدم وبلاگتو اداره کنم[زبان]