هفت خان!!

من بابامو خیلی دوست دارمماچ... شخصیت خیلی خاصی دارهقلب... همیشه دوست دارم شوهر آینده ام شخصیتشون مثه بابام باشهمژه از دوستان آشنایان و ... کسی نمی تونه شخصیت ناب بابا رو انکار کنه... مامان هم خیلی خیلی دوست داشتنیهماچ به طوری خیلیآ دوست دارند که مامانم مامانشون باشهقلب همیشه حامی مون بوده... و حرفای آرامش بخشش آبی بوده رو آتیشمژه اگه کسی احترام بابا و مامانمو حفظ کنه بش احترام می زارم... اما اگه خدایی نکرده کسی بخواد رو این خط قرمز من که بی حرمتی به پدر مادرمه پا بزاره روزگارشو سیاه می کنم حالا هر کی می خواد باشهاز خود راضی

از بیرون ما یه خانواده خیلی متشخص و مغرور تا حدی جدی، خیلی قانون مند، صمیمی و دوست داشتنی هستیم. و اما از درونمژه

بابا بازنشسته دولت هستن و وضع مالی ما متوسط هست (جهت روشن شدن موضوع)....گاهی اوقات همین بابا و مامان دوست داشتنی منو عصبی می کننخنثی بابا بیشتر سر خرج کردن و گاهی اوقات بها دادن بی جا به بعضی از آشناها.... مامان هم سر گیر دادن های بی مورد (جدیدا موضوع گیر دادن ازدواج دهه هفتادیاس)خنثی

بابا آدم خسیسی نیست... سر بعضی موارد که دل خواه خودش هست حاضر خیلی خرج کنه و امان از روزی که موردی میل بابا نباشهابله تمامه تلاشش رو می کنه و انواع بهانه ها و امروز فرداها رو می کنه که اون پولو خرج نکنهابله گاهی اوقات منم خیلی عصبی می شم.. خوب شاید اون مورد اهمیت زیادی داره ولی بابا اهمیتش رو درک نکرده و از دیدگاهش اون موضوع مهم نیستآخ سر همینه که خیلی دوست دارم برم سر کار و مستقل شم که دستم تو جیبه خودم باشه و اگه خواستم خرج زیادی هم کنم سنگینیش رو دوش خودم باشه!اوه (الانم یکی از اون موردا پیش اومده که بابا دوست نداره پول خرج کنهاوه من پارسال کربلا نرفتم و هزینه اش رو بابا جدا گذاشته که هر وقت قسمت شد برم... من حاضر شدم اونو هزینه کنم و همچنین یه مقدار طلایی که دارمچشم ولی بابا راضی نمی شه و میگه اونا رو دست نمی زنم!!! من طلا دوست ندارم و اصلا طلا استفاده نمی کنم به خاطر همین مامان طلاها رو برداشته و پیش مامانه و الا تا حالا خرجشون کرده بودم)

الان دو راه می مونه تا اون کاری که من می خوام صورت بگیره و پوله خرج شهابله 1. من شاغل شم و خودم خرج اون مورد رو بدم (که نمی تونم رو این احتمال حساب کنم... اولا به خاطر این همه بیکاری و اوضاع خراب اقتصادی جامعه، دوما به خاطر این که بابا اجازه نمی ده هر کاری رو برم " بابا می گن این همه درس نخوندی که بری زیر دست هر بی سروپایی کار کنی که صرفا به خاطر پولداریش که این موقعیت رو داره نه به خاطر کمالاتش... " پس به خاطر این که کار دولتی فعلا تعطیل بازاره و می مونه کار خصوصی که خیلیاشون این مدلی ان که بابا میگنیول و برخیاشونم با روحیه من سازگار نیستن این راه حل روی هوا می مونه.. راه2. مداومت کنم و کوتاه نیام که بابا خرج کنهاوه شاید چندین ماه طول بکشه ولی عمدتا نتیجه بخشه... یه جورایی مثه هفت خان می مونه که تا الان یه خان و نصفیش گذشته و احتمالا اگه تلاش کنم تا آخر هفته میشه 2 خانیول فعلا که راه 2 در پیش گرفته شده!!!

/ 6 نظر / 5 بازدید
مستر (ح)

الان اگه دهه هفتادی ها بودی دقیقا این پول رو بابات برات خرج می کررد..دهه شصتی هستی باید تحمل کنی[شرمنده] در مورد کار اگه هم قرار بر استخدامی باشه خانوما تو کارای استخدامی نیستن..اگه هم خانوم می خوان برای حقوق کم دادنه..

ماندگار

اصلنم اینطور نیست.[قهر] کی گفته دهه ی هفتادی ها شرایطشون با بقیه فرق داره؟[خنثی] بستگی به اخلاق والدین داره.

مستر (ح)

منظور دهه هفتادی ها نیست که.منظور ما رفتار والدین در قبال دهه هفتادی ها و شصتی هاست..از بس ما مظلومیم[عینک]

saheli

کربلا کعبه دل هاست خدا می داند دیدنش آرزوی ماست خدا می داند ﮐﺮﺑﻼ ﮔﻠﺸﻦ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺯﻫﺮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﻭﻗﻒ ﺗﻤﺎﺷﺎﺳﺖ ﺧﺪﺍ می دﺍﻧﺪ... [گل][گل]

دامون

واقعا" چرا شما جوونا اينقدر از والدينتون طلبكاريد بيشتراز اينكه بخواهيد بطور متقابل همديگه رو درك كنيد ،توقع داريد فقط اونا شما رو درك كنن پسرم اومد ميگه ميخام باهات جدي حرف بزنم ، ميگم بفرما ميگه چرا ماها با هم مچ نيستيم[خنده] ميگم منظورت اينه كه چرا ما با شما مچ نيستيم؟ پدر جان هر موقع از اين صحبتا ميكني ، يعني قراره براي يه كاري از بنده ريال تخليه بفرمائيد كه در انتها معلوم شد قراره موتورسيكلت رو نو بفرمايند بقول معروف طبق معمول ما باهاشون مچ شديم

لیلی

دخترهایی که زندگی خانوادگی خوبی دارند معمولا دوست دارن که همسرشون شبیه باباشون باشه