من و کم.یــــــــــــــسیون!

چشمشکلات بانو یزد می باشد... بسی غمگیننگران قضیه انتقالی کنسل شد...

امروز رفتم کمیسیون موارد خاص... گفتن وقتش تموم شده و جلسه بعدی شون آبان ماه هست که اگه با درخواست من موافقت هم کنن من باید واسه انتقالی ترم بهمن اقدام کنمیولکه احتمالا منتفی شه... آخه من باید این ترم موضوع پایان نامه و بالتبع کارای پایان نامه ام رو شروع کنم اگه انتقالی هم بگیرم ترم بعد رو باید در حال رفت و آمد بین یزد شیراز باشم به خاطر پایان نامهابله

به آقای کمیسیون میگم هیچ راهی ندارهخنثی میگه اولا که وقتش تموم شده.. دوما شما دلایلتون خاص نیست.. سوما رئیس دانشکده تون با همه درخواست های انتقالی اعم از خاص و غیر خاص مخالفت کرده و گفته که دانشجویانم رو نیاز دارم خنثی گفتم یعنی چونه هم بزنم فایده ندارهعینکمیگه شما وایسا چونه ات رو بزن من گوش میدمابلهاز یه پسره که با درخواست کمیسیونیش موافقت شده بود (البته انتقالی نبود و درخواست دیگه ای داشت) پرسیدم بیماری تون چی بوده... که آقاهه قبل از این که پسره جواب بده پرسید واسه چی!!! ابرو گفتم می خوام منم همون بیماری رو بگیرم... که گفتش می دونستم نیتت همینهخنثی از آقاهه پرسیدم اگه متاهل باشم چی!!! گفت شما با توجه به شرایط تاهل اینجا رو انتخاب کردین پس بی اثرهخنثی گفتم اگه بعد از قبولی متاهل شده باشم... گفتش شوهرت که می دونسته دانشجوی اینجایی پس شرایطت رو قبول داشتهزبان آخرشم پاسم داد پیش دبیر کمیسیونچشمکه ایشونم همون حرفا رو تکرار کردن با تاکید اکید بر این که رئیس دانشکده تون کلا این ترم مخالفت کردن با تمام درخواستاابلهایشونم می گفت بشین دو ترم دیگه بخون تموم میشه اینقد سخت نگیروقت تمامدر جواب این که یعنی این همه راه رو بی فایده اومدم گفتش نه خیر برو خوابگاه کلاساتونم شروع شده تا آخر ترمم خونه نرو که تو مسیر اذیت نشیزبانمنم گفتم امروزم میرم خونمونزبان بعدشم گفت حالا که دست خالی نرفته باشی از طریق سامانه اقدام کن شاید یه جلسه تو مهر بگیریمخنثیالبته به زبون بی زبونی هم گفتن که رای اون جلسه هم منفی خواهد بود... ولی خوب تیریست در تاریکی!!!

/ 8 نظر / 15 بازدید
سعید

سلام بانو نگران نباشید ایشالا هرچی صلاح باشه همون میشه همیشه این اتفاقات را به نیت خیر بگیرید. خدا کمکتون میکنه من به این چیزا اعتقاد دارم سعید[گل]

اقای ح

تقصیر خودتونه[نیشخند]اگه دانشجوی تنبلی بودی از خداشون بود انتقالی بگیری بری[نیشخند]

ساریتوس

آخی... ولی راست میگنا!!! به پایان نامه رسیدی دیگه چرا اصرار داری انقدر؟ کارشناسی نیست که 4 سال باشه...

اقای ح

من این همه وقت اومدم وب شما اخرش نفهمیدم شما از کجایی به کجا میری..امدنت بهر چه بود..[نیشخند] یزد خوبه ها به قول خودشوون خشه[نیشخند]

ماندگار

ناراحت نباش. بیخیال.[لبخند] ولی برای ترم بعدی نذار دیر بشه حتما زودتر اقدام کن.[بازنده]

الهه

چه بد....[ناراحت] ولی خدایی اون قسمت شوهرت می دونسته شرایطت چیه و قبول کرده خیلی باحال بود!!! یزدیا آدمای خوبین... یزد درس خوندن هم تجربه ی بدی نیست که.

راحیل

اشکال نداره خرچنگ شیشه هم سربازه تو یزد