بازگشت از خانه!

این چند روز که خونه بودم به سرعت برق و باد گذشتوقت تمام من ماندم و این شهر غم گرفته و کلی پروژه و درس انجام ندادهآخ

صبح خیلی زود رسیدمابله اومدم خوابگاه کمی استراحت کردم بعدم رفتم سر کارمژه وقتی اومدم خوابگاه ناهار خوردم و خوابیدم تا ساعت 5-6 عصر... بعدشم مشغول کوزتینگ شدم... اتاق رو جارو زدم.. ظرفا رو شستم...گاوچران

باید یه برنامه ریزی هم داشته باشم واسه کارا و پروژه هام دارم بی خیالی طی می کنم...

شارژر گوشیمو یادم رفت از خونه بیارمناراحت اصلا اینقد که بی نظمم و دقیقه 90 ساک می بندم هر سری کلی از وسایلمو فراموش می کنم...

/ 4 نظر / 20 بازدید
ساریتوس

تذکر 1 به شکلات بانو: بگو شارژر رو برات بفرستن... این شارژر غیر رو به گوشی زدن پدر گوشی رو درمیاره... تذکر 2 به ساریتوس: ببین ساریتوس شوکول بانو داره برنامه ریزی میکنی... تو هم یاد بگیر که اوضاع پروژه هات بدجور خیط شده... :-(((

آقای ح

یکی که تو یزد دوست پسری عشقی چیزی داره از هولش وسایلش یادش بره بیاره قبول[نیشخند] تو دیگه چرا اخه[نیشخند] شکلات بانو الگوی خوبیه ولی تا یه حدی[نیشخند]از یه حدی به بعدش شکلات بانو شیرازی میششه که الگوی خوبی نیست[نیشخند]

راحیل

کوزتینگ؟ هنوز از راه نرسیده ؟ تو که نبودی کی کثیف کرده

دامون

ظرف شستن تو تنهايي؟[اوغ]