شایعه پراکنی!!

1. امروز نتم کمتر قطع وصل می شد ولی هنوز به شرایط آرمانی نرسیدهخنثی از لحاظ قطع و وصلی میگماااا (و الا تو ایران سرعت نت هیچ وقت شرایط آرمانی رو تجربه نمی کنه)

2. امروز قسمتی از پروژه ام رو انجام دادم...ولی هنوز تکمیل نشده... یه هرمونی هست به نام هرمون "که چی بشه" معمولا کارش گند زدن به هرمون اراده استشیطان... اگه هرمون اراده ام بتونه مقاومت کنهاز خود راضی احتمالا تا سحری یه مقدار دیگه شو انجام میدم....

3. من تو اف.بی بچه های دوره کارشناسی رو ادد نکرده بودم... فک کنم گفته بودم که اخلاقم هم خیلی بد بود با بچه هاابله الان بچه ها یکی یکی دارن ادد می کننیول منم چون تصمیم گرفتم مهربان باشم بعضی از بچه های دانشکده رو اکسپت می کنم....عینک امشب یکی از ترم پایینی ها که یکی دو تا کلاس هم با هم داشتیم منو ادد کرده.... بعد اومده حال و احوال می کنهخنثی بعد که خبرایی که می خواست رو گرفت ( سر کار رفتم یا نه؟ازدواج کردم یا نه؟ درس رو ادامه دادم یا نه؟ و ....) بعدش گفت یه چیزی شنیده بودم در موردتون... گفتم چی؟ گفت شنیده بودم می خواستین با دکتر میم (یکی از اساتیدمون که می گفتن متارکه کرده) ازدواج کنید!!!تعجبتعجب باز هم من دهانم باز ماند و فکم چسبید به زمین!!! گفتم من!!! با این استاده!!!!تعجب من خودم اولین باره که این خبر رو می شنوم!!!خنثی گفتش منم که شنیدم شاخ درآوردم!!!  بعد گفتم از کی شنیدی!! گفت یه سری رفتم یونیکده ... بچه های ترم جدید داشتن حرف می زدن اسم تورو آوردن!!خنثی می گفتش منم خیلی تعجب کردم!!!

این استاد مذکور استاد بسیار سبزه و خیلی گ.شاد و تنبل بودنعینک استاده یه کم مورد داشت. سعی می کرد با دخترا صمیمی شه... حالا منم اخلاقم افتضاح! 

واسه امتحان پایان ترم یکی از درسایی که با این استاد داشتم سرما خورده بودم... حالم خیلی بد بود... سر جلسه تب و لرز داشتم!!! بعد از امتحان که برگه مو تحویل دادم استاده اومد بیرون گفت که حالت بد بود... از رنگ و روت معلوم بوده... صمیمیت در همین حد!!!... همیشه نمره هامم لب مرزی بود با این استاد...یه بارم که افتادمشیطان کلا اخلاقم با این استاد جوری نبود که بخوان حرف در بیارن!!!

البته یه حدسی هم زدم!!! یه دختر از هم ترمی های این پسره که از قضا آشناشونم بود با این استاد خیلی جیک تو جیک بودنخنثی من یه بار به دختر گفتم اینقد نرو اتاق این استاده!! پست سرت حرفه... با خنده گفتش آره شنیدم که حتی گفتن با استاد رفته هتلتعجب من چشام چهارتا شد گفتم والا من تا این حد نشنیده بودم!!! الان که خودتم حرفا رو شنیدی خیلی بیشتر از منم شنیدی...مختاری ...صلاح مملکت خویش خسروان دانند!!!!خنثی در ضمن دختره هم سوالای امتحان رو از استاده می گرفت هم این که چند تا 20 از استاده گرفت!!!! معمولا نمره های بقیه خوب نبود... این دختره نمره بقیه درساشم خوب نبود!!! من بعدها از دختر شنیدم که یونی معترض شده سر نمره های این دختره که با استاده داشته!!! احتمال دادم که پسره خودش این حرف رو زده به حمایت از اون دختره آشناشون!!!!خنثی

/ 7 نظر / 22 بازدید
ساریتوس

قیافه ت اون لحظه دیدنی بود حتما! کاش از میزان گردشدن چشمات در اون لحظه پرینت اسکرین می کردی!!![نیشخند]

راحیل

من همش چند پست چند پست می خونمت باهم این دانشجوها خدای حرف درآوردن یادمه سال 83 که دانشجوبودم سرم تو لاک خودم بود بعد یک دفعه یکی از این دختر قشنگها که سرش تو لاک همه بود باهام دوست شد ویک شبه یک چیزهایی گفت که من پس از شنیدن همه اش رو دروغ و شایعه پنداشتم اما شوکه بودم که چه حرفهایی می توان درآورد

نامه

واقعا از این بابت متأسف شدم باورم نمیشه که جلو خودتون هم این مزخرفات را بگن امیدوارم که خداوند به شما صبر جلیل عطا کنند

ماندگار

حالم از حرف و حدیثای دانشگاه به هم میخوره.[قهر] نمیدونم چرا با گذشت یکی دو ترم همه هدفشونو از دانشگاه رفتن فراموش میکنن و به یه سری حرفا و کارای دیگه مشغول میشن.[قهر]

دامون

ياد فيلم پنج شنبه آخر ماه افتادم خانم طرف دلش گير كرده منتظر يه علامث مثبته اگه شده مبارك باشه[نیشخند][گل]

مستر (ح)

بازم خوبه استاد های ما بیشتر خانم هستند و اگه ما 20 بگیریم کسی حرفی پشت سرمون نمی زنه[نیشخند]

مستر (ح)

اینکه شما می گید تا حدودی درسته برای وقتایی که استاد دوست داره دیگه ریخت اون شخص رو نبینه بهش نمره میده بره از دستش راحت بشه[نیشخند]