بارون شیک و مجلسی!

درود بر دوستان عزیزملبخندخنثی

شکلات بانو زنده است ولی رو به موتخنثی خیلی خسته ام خسته...

1. از لحاظ کارای درسی یه کوچولو راه افتادم ولی مهم ترین مسئله که تدقیق موضوع پایان نامه و تصویب پروپوزالِ هنوز رو هواستابله البته وضعیت همه بچه های کلاسمون همینه...

2. دیروز یه بارون خیلی شیک اینجا باریدمژه هوا کاملا مجلسی و دونفره بودعینک منم بعد از کلاس با دوست مزدوج رفتم پیاده روی..

دوست مزدوج رفت از عابر پول بگیره که دستگاه پولش رو نداد... آقای بانکی رو صدا زدیم و اومد پول رو بده خنثیخیلی بی ملاحظه دستگاه رو جلو ما باز کرد! بلند بلند از دوستش رمز گاوصندوق رو می پرسید... دوستم ذوق کرده بود می گفت من تا حالا دستگاه رو اینجور ندیده بودم... منم گفتم من دل دستگاه رو از پشت دستگاه دیده بودمیول دل اونوریشو دیده بودم نه دل اینوریشویول یهو آقاهه بلند بلند خندید و گفت  دستگاه ها مدل های مختلفی دارند بعضی هاشون از جلو باز میشن و بعضی از پشت...

تو مسیر پیاده روی ماقوت (می گفتن یه نوع فالوده است که قالبی تو کاسه بود) خوردیم... اصلا دوست نداشتم طعمشو.... فک کنید یه کاسه بزرگ باسلوق بی مزه! که تو آب شکر غوطه ور بود رو خوردیمابله بعدشم کرانچی تند خوردیم... که میانه راه دوست مزدوج فشارش افتادنگران منم دلم درد گرفته بود.... ولی با این حال چون می ترسیدیم این هوا رو دیگه تجربه نکنیم به راهمون ادامه دادیممژه

یه 5 مینی مونده بود به خوابگاه برسیم که یه آقای چندش که بسان معتادا بود افتاد دنبالمون... سرعتمون رو زیاد کردیم... آقاهه مسیرش رو تغییر داد و رفتاوه یه کم جلوتر یهو جلو راهمون سبز شد.. قیافه اش ترسناک بود... از چهار راه که خواستیم رد شیم .. آقاهه خیلی نزدیک شده بود.. یه گل فروش سر چهار راه اومد جلو گفت گل تقدیم کنم خانومایول آقا چندشه گفت اینا خودشون گلن گل نمی خوان!تعجب نمی دونم چرا حس می کردم قیافه اش شبیه اسیدپاشاست... اون ور چهار راه هم خوابگاهمون بود... با سرعت مسیر چهارراه تا خوابگاه رو دویدیمنگران حس خوبی نبود...

3. جو کلاس خیلی تنشی شده... مستر الف از گروه ما با مسترین اون گروه دعواشون (لفظی ااا)شد سر کلاس و جلو استادخنثی منم خنده ام گرفته از این بچه بازی هاشون.. دارن این تنش شون رو سر بقیه کلاس ها هم بروز میدنخنثی

4. به دوستان پرسپولیسی هم تبریک میگم برد شیرین روعینک

 

/ 14 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اقای ح

ده نفره بردن لذت عجیبی داره[نیشخند]

اقای ح

چه قدر افراد کلاس شما بی جنبن[گاوچران] یکم با سیاست بر خورد نمی کنند چرا؟

اقای ح

میرید بیرون چیز میز می خورید بعد حالتون بد میشه بعد میاین از خواب گاه ایراد می گیرید می گید کار اوناست [نیشخند]

اقای ح

امیدوارم یه روز بیای از هوای دو نفرت با اقاتون بگی[نیشخند]

اقای ح

عکس اون دیوار چی شد شکلات بانو؟[نیشخند] این قدر با این دخمل حرف از درس تحقیق پروژه این چیزا نزنین حرفا قشنگ تر بزنید[اضطراب]

اقای ح

من لای کتاب باز نکردم خوب هی می گید درس استرس می گیریم[اضطراب]دلتون میاد؟[اضطراب]

اقای ح

ولی من که ندیدم کسی تو هوا دو نفره بیرون باشه...[اضطراب] همه همین یه نفره ها بیرونن[خنده]

اقای ح

ادم خوب درسته از کسی خوشش نمی یاد ولی میشه که کنار اومد همین الان ما با شکلات بانو کلی تفاوت داریم[گاوچران]ولی مسالمت امیز میایم به هم سر می زنیم میریم[نیشخند]

دامون

معلومه اين داستان اسيد پاشي گردش لذت آور رو به خانوما زهرمار كرده

ماندگار

خدا نکنه شکلات بانو[بازنده] خسته نباشی. این خستگی هارو با لذتِ بودن با دوستان ( مثلا دوست دوران کارشناسی ) از بین ببرید. چه هیجانی کلاسو فرامیگیره وقتی این جور اتفاقات میفته.[نیشخند]