خونمون!

شکلات بانو تو یه حرکت یهویی و اکشن یهویی اومد خونه!مژه

قرار بود صاحب کارم 6 ام بره یه سفر کاری و من بیام خونه.. ولی سفرشون جلو افتادزبان پنج شنبه به منم گفتن همین امروز برو خونه که از اون ور زودتر بیای و سه شنبه شرکت باشییول منم دوون دوون اومدم خونهمژه 

دیروزم رفتیم بیرونعینک ناهار رو بیرون خوردیم کلی خوش گذشت.. امروز صبحم هم با آجیم  همراه مامان رفتیم واسه هاشور ابروهای مامانمژه مثلا رفته بودیم مدل انتخاب کنیم... نیشخند به آرایشگره می گفتم ابرو مامانم رو یه رنگ فانتزی کنشیطان 

احتمالا فردا هم با داداشم اینا بریم بیرون... یکی دو قراره مهم کاری درسی هم دارمآخ که با این وضعیت احتمالا وقت نکنم...

عینکعصری هم مهمان داریم... می خوام کیک بپزمزبان

/ 7 نظر / 21 بازدید
آقای ح

خوب شکلات بانو یه روز این قدر فعال پر انرژی میشی از اون ور دیگه هیچ انرژی نداری و هر روز غر غرو میشی[نیشخند]این انرژی تقسیم کن[نیشخند] این کار شما ارباب رجوع هم داره ایا؟[عینک]

دامون

شماها رو با چقدر حقوق استخدام ميكنن؟

راحیل

باز رفتی خونه هنرمند شدی منتظر عکس کیک هستم

ساریتوس

ای جان... حسابی ریکاوری کن برای روزای پیش رو...

ماندگار

ایشالا همیشه همینقدر شاد باشی[گل]

صدا

خوش بگذرد بانو :)

آقای ح

شکلات بانو چه طوره؟[نیشخند] چی کار می کنه ایا؟ [نیشخند]