کوزتینگ!

شلواری که اون روز سر کلاس پوشیده بودم!

/ 21 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساریتوس

یادم رفت آخر کامنتم اینو بذارم بابا متشخص... بابا الیت... بابا تشخص...[نیشخند]

اقای ح

من الان ده دقیقست می خوام در مورد شلوارت نظر بدم[نیشخند] ولی خوب شلوار مهم نیست اون عکس اولیه چرا صاحب عکس این طوری ایستاده؟[نیشخند]

نام

متن پيام

الهه

شلواره خوبه که... ولی خب تو دانشگاه ما هم فک نکنم با این رامون بدن تو![نیشخند] دامن؟! چه جوری روش شده؟![تعجب]

راحیل

اه اه من یک دوست داشتم ته رفاقت بودیم جوری که چون من بوی فرند نداشتم اونم همون هفته اول که با من دوست شد بوی فرند رو کات کرد خیلی باهم خوب بودیم رفت و آمد خانوادگب بعد ترم 3 با یکی از همکلاسیامون دوست شد من باش کلی قهر کردم بعد آشت چون هی من رو می پیچوند واسه خاطر اونآخرم بعد از چند ماه کات شد ولی من دیگه دوست قبلی نشدم

راحیل

بابا کدبانو یعنی این غذا خوشمزه اس کلم دوس ندارم از دست این شلوارای تو همش دردسر سازن دیدی گفتم باز حرفت رو به کرس نشوندی اون بد بخت رو فرستادی یک اتاق دیگه از اینکه با دوست پسر دوستم برم بیرون متنفرم هیچوقت نرفتم فقط یکبار تا یکجایی رسوندنم که اینقدر بد گذشت

راحیل

کاش یک ژان وارژان بیاد این پست رو بخونه

دامون

سلام يه خبر خوب اگه دانشگاه آزادي هستيد از امروز بجز تهران و كرج اجازه جابجايي دانشجو رو دادند

ماندگار

درود بر شکلات بانو ی کد بانو[گل] این هم اتاقیه واقعا حقشه که تلافی کنی و باهاش بیرون نری. یا با کسی بری و تنهاش بذاری. تنها که بمونه متوجه میشه آه شکلات بانو کیو باید بگیره[مغرور] عجیبه که تو دانشگاهتون به لباستون گیر نمیدن.[متفکر]